تبليغاتX
روز نوشته های یک امدادگر

روز نوشته های یک امدادگر

امدادگری فقط یک حرفه نیست ، سراپا عشقه ...

مانور زلزله یا خود زلزله ؟؟؟

 

مانور زلزله یا خود زلزله ؟؟؟


برای آموزش و سازماندهی دانش آموزان جهت اجرای مانور زلزله به یکی از مدارس ناحیه دو شیراز اعزام شده بودم.

دو روز فرصت برای آموزش و تیم بندی داشتیم و روز سوم هم روز برگزاری مانور و ماحصل زحمات روزهای قبل.

ماشالله به جونشون اینقدر سوال میپرسیدن که دیگه فرصتی برای اموزش باقی نمی موند.

به هر سختی که بود آموزش پناهگیری و نحوه خروج پس از زمین لرزه رو به کل دانش اموزان مدرسه آموزش دادیم.

چند تا تیم رو هم برای انجام عملیات های امدادرسانی مشخص کردیم و هر گروه آموزش های اطفاء حریق ، کمک های اولیه و حمل مصدوم رو ظرف این مدت کوتاه فرا گرفتند.

روز سوم که روز اجرای مانور اصلی بود فرا رسید

تعدادی ناظر و بازرس هم از اداره آموزش و پرورش ، جمعیت هلال احمر و استانداری برای شرکت در مراسم در مدرسه حضور به هم رسونده بودند

برای آخرین بار کل نقشه برنامه رو با همکاران و بچه های تیم های مدرسه بازبینی و مرور کردیم تا اشکالی به وجود نیاد

چنددقیقه قبل از شروع ، وارد راهرو مدرسه شدم تا از نزدیک به بررسی وضعیت فعالیت بچه ها بپردازم و در صورت لزوم به اونها کمک کنم

زنگ مانور به صدا در اومد

صدای جیغ و فریاد بچه ها سر به فلک گذاشت

مغزم داشت از جا در میومد از شدت سر و صداها

بر خلاف آموزش های داده شده تعداد زیادی از دانش آموزان از کلاسهای خودشون بیرون اومدن و شروع کردن به دویدن و خروج از سالن مدرسه

منم فقط داد میزدم : فرار نکنید ! برید توی کلاسهاتون ؛ پناه بگیرید ....

در همین حین یکی از دانش آموزان که خیلی تپل بود روی زمین افتاد و شش هفت نفر هم پس از برخورد با اون یکی پس از دیگری نقش بر زمین شدند.

صدای آخ و اوخ و داد و فریادشون به هوا رفت!

یکی از دماغش خون میومد ، یکی شیشه عینکش شکسته بود ، یکی پاش رو گرفته بود و خلاصه...

سریع صدای گروه های امدادی زدم تا به جای رسیدگی به مصدومین فرضی مانور به مصدومان واقعی رسیدگی کنند.

بعد از انجام پانسمان و آتل بندی مصدومان را روی برانکارد گذاشتیم و از سالن مدرسه به سمت حیاط حرکت کردیم

وقتی وارد حیاط شدیم بازرسان و ناظران هم ایستاده بودند و مانور را تماشا میکردند.

ما هم به روی خودمان نیاوردیم که قضیه از چه قرار هست

به سایر دوستان اشاره کردم که بالای سر دانش آموزان مصدوم بایستند تا من هم ادامه مانور را بچرخونم!

پس از پایان مانور و خداحافظی ناظران و بازرسان ، مدیر مدرسه که از ماجرا خبردار شده بود به سمت منطقه تریاژ (تخلیه مصدومان) آمد و با نگاهی متعجبانه و خشمناک به دانش آموزانی که باندپیچی شده بودند گفت : این مانور زلزله بود یا خود زلزله ؟؟؟


بیشتر بیاموزیم

آشنایی با زلزله و توضیحات تکمیلی در سایت نجاتگر

آشنایی با اقدامات اولیه قبل ، هنگام و پس از وقوع زلزله در سایت نجاتگر

انجمن حوادث و بلایای طبیعی نجاتگر

طرح سوالات شما در خصوص زلزله در انجمن نجاتگر

اخبار سوانح و حوادث در پایگاه خبری نجاتگر


پ . ن : تصاویر انتخابی نمایشی است و از آرشیو نجاتگر استخراج شده است .


+ نوشته شده در پنجشنبه یکم دی 1390ساعت 9:21 توسط سـینا

شب‏ها و روزهای تو در دغدغه یـاری و امداد می‏گذرد ...
هرجــا نیازی باشد، مــرز یاری رساندن تـــــو تا آن‏جاست کـه تــــــــوانایی ‏ات یاری ات کند؛
و دیگــر هیچ مــرزی برای نکوکـاری تـو نیست ...
-----------------------------------
سینا بنافی ؛ مدیر سایتهای نجاتگر ، شهدای امدادگر و عضو تـــیم تبیـــــان فــارس.
ساکن شهر شیراز ، اگر قـابل باشـیم یـه بسیجی امـدادگـر. تا همین جا کافیه ، بیشتر از این غلو میشه ...
www.SinaBanafi.ir
-----------------------------------
Admin [AT] Nejatgar.com
-----------------------------------

کلیه ی مطالب این وبلاگ محفوظ و متعلق به سینا بنافی می باشد. کپی برداری با ذکر نام منبع بلامانع می باشد.
طراحی قالب توسط
یاس تم+ Support & Host توسط نجاتگر