|
حســـــــرت دوپس ، دوپس ، دوپس مثل فشنگ از کنار ماشینم رد شدن و رفتن ... یه سمند ال ایکس بود ؛ با سه تا جوون به قول خودمون خوش تیپ ،صدا ضبط هم که قابل گفتن نبود ، یه لحظه احساس کردم یکی از باندهای ضبطشون توی ماشین من کار می کنه چنان بالا و پایین میشدن که نگو توی استادیوم موج مکزیکی میرفتن گفتم خدا به خیر کنه ... ده دقیقه جلوتر دیدم که پلیس راه با دوربین کنترل سرعت متوقفشون کرده و داره برگ جریمه صادر می کنه ... به هر حال آخر و عاقبت سرعت بود دیگه چیزی نگذشت که باز هم همون ماشین به روال قبلی "موشکی روندن" ادامه داد و بازم از کنارم رد شد و رفت در حال گفتگو با پدرم بودم که دیدم جاده شلوغه ، اون هم وسط یک روز کاری و توی یک اتوبان خلوت تا چشم کار می کرد اتوبان مملو از ماشین های جورواجور بود ، همه هم با فلشرها و جفت راهنماهای روشن اورژانس و آتش نشانی هم از لاین مقابل رسیده بود شک نکردم که تصادفی شده آروم آروم که جلو میرفتم دیدم که یک پراید (که به سختی قابل تشخیص بود) و یک سمند از پشت در یک مسیر چنان برخوردی کرده بودن که هر دو خودرو دو سه ملق زده بودند بله ؛ خودرو سمند همون سمند سابق بود و دو نفر از سرنشینانش هم در دم فوت کرده بودن آهی کشیدم و گفتم ای کاش همونجایی که پلیس اونها رو متوقف کرده بود ، عاقبت سرعت زیاد بود

تصویر زینتی است
|