|
- الو ؛ الو ؛ الو
- جانم محسن جان
- سلام سینا
- خیره آقا محسن ؛ چیه نفس نفس میزنی ؟؟؟
- میگما بچه خواهرم ، بچه خواهرم ...
- خب
- نمیدونم چی خورده ، نفسش در نمیاد ، داره کبود میشه ، چهارماهشه ، تروخدا چی کار کنم ؟؟؟
- اصلا هول نکن ، سریع برش گردون روی دستات ،طوری که یه کم شیب داشته باشه ، آروم بزن پشت کمرش ، چند بار بزن .
- باشه ، خداحافظ 
بیست دقیقه بعد
- سلام ، خوبی ؟ خدا خیرت بده ، زنگ زدم تشکر کنم ، سر بطری کرده بود تو دهنش گیر کرده بود ، شش هفت بار زدم تا پرتش کرد بیرون ، خواهرم داشت پس میفتاد!
الانم بهم گفت کلی از طرف من تشکر کن ؛ اونایی که سر کلاس گفته بودی اون لحظه همش
یادم رفت ، اومدم زنگ بزنم اورژانس گفتم تا بیاد کلی طول میکشه ؛یادم به تو
افتاد.
- من که کاره ای نیستم آقا محسن ، لطف خدا بوده ، من به عنوان یک امدادگر فقط وظیفه م رو انجام میدم - خیلی محبت کردی ، قربان دستت، خدانگهدار - خواهش می کنم ، خدانگهدار
پایان مکالمه و یک روز شیرین و به یاد ماندنی دیگر ....
آموزش باز کردن راه تنفسی هنگام ورود جسم خارجی (مانور هایملیخ ) در سایت نجاتگر
|